هوا حسابی گرم شده..گرم که نه،داغ..داغ و خشک و عجیب میسوزونه آدمو..کولر اتاق خراب شده و هنوز کسی برای تعمیرش نیومده...خلاصه که خیلی گرمهاما عجیب این شهر گرم و بدآب و هوارو دوست دارم...شهری که توش بدنیا اومدم و بزرگ شدم...شهری که حالا با دنیا عوضش نمیکنم...عجیب این قم رو دوست دارم:)پ.نوشت:در جواب کسایی که میگفتن بله بگو و برو اونور آب...همیشه جبهه میگرفتم و میگفتم من تا چندکیلومتری شهرمم بیرون نمیرم چه برسه به دیار غریب...اما این حرف آبجی که میگفت هرکسی یه رسالتی داره تو این دنیا،نظرمو کمی عوض کرد و به فکر واداشت...که اگه رو اعتقاداتت پایبند و محکم باشی چه فرقی میکنه کجای دنیا باشی...پ.نوشت دو:این روزا همش دارم فکر میکنم که زندگی تو جایی غیر اینجا،خیلی دورتر ازینجا چجوری میتونه باشه؟!و بعد کلی کلنجار رفتن با خودم میگم قطعا من گزینه مناسبی نیستم...پ.نوشت سه:در
آخرین روز ازین ماه برای سومین بار خاله شدم...همین و بس.پ.نوشت چهار:نمیخوای بیای؟قبل این که خیلی دیر بشه...+امیدوارم این پیغام بهش برسه!! اللهم اشف کل مریض...
ما را در سایت اللهم اشف کل مریض دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 146
تاريخ: دوشنبه
20 تير
1401 ساعت: 3:20